به هر دیوار این دنیا نوشتم / نقی زیباترین نام جهان است

ز دست رفته شکیبم خدا کند که نصیبم
شود زیارت صحن و سرای حضرت هادی
مرا رضایت ابن الرضا خوش است که دانم
بود رضای خدا در رضای حضرت هادی
حتی در سجده های طولانی ...

امشب قم المقدسه - مسجد اعظم سالگرد عروج ملکوتی شیخ العارفین بهجت این امت
1- جبهه گيري برخي از اعضاي دو جبهه متحد و پايداري كه در فاصله اي كوتاه بعد از اعلام موجوديت آنها صورت گرفت به وضوح حكايت از آن داشت كه اين رشته مي تواند سر دراز داشته باشد. هر دو سوي ماجرا در نوشته ها، مصاحبه ها و سخنراني هاي خود بر ضرورت وحدت تأكيد مي كردند و هنوز هم مي كنند! ولي دريغ از يك گام مؤثر و غير تبليغاتي كه در اين راستا برداشته شود.

همان روزها كه نشانه هاي اين اختلاف پديدار شده و به رسانه ها كشيده شده بود طي چند يادداشت به پي آمدهاي ناگوار آن اشاره داشتيم و از فرمول ديكته شده «جان كين» خبر داديم كه در كارگاه آموزشي خود براي اصلاح طلبان - عوامل بعدي فتنه 88- از ايجاد اختلاف در ميان اصولگرايان و ماندگاري آن در هواداران با عنوان يكي از مؤثرترين حربه ها براي تضعيف جايگاه فراگير اصولگرايان ياد كرده و بر آن تأكيد ورزيده بود. ولي برخي دوستان اصولگرا ابرو در هم كشيدند و آن «هشدار» را كه كيهان فقط راوي آن بود برنتابيدند و آن «رشته» كه از ابتدا نيز معلوم بود «سر دراز» دارد تا انتخابات 12 اسفند ادامه يافت. مردم، اما به گواهي نتيجه انتخابات، نشان دادند كه هيچ يك از دو جبهه متحد و پايداري را -برخلاف اعضاي اين دو جبهه- دربست قبول ندارند و در گزينش نامزدهاي مورد قبول خود به فرمول «هم اين و هم آن» روي آوردند كه كيهان نيز با شناخت و برداشت از عرصه انتخابات و همصدا با مردم به اين رويكرد اشاره كرده بود.
تصميم بگيريد بر برداشتن كارهاى سنگين، تا برداريد. «و لا يخشون احدا الّا اللَّه».
خب، زحمتهايش چه؟ رنجهايش چه؟ محروميتهايش چه؟
جوابش اين است كه: «و كفى باللَّه حسيبا»؛ خدا را فراموش نكن،
خدا حسابت را دارد در ميزان الهى،
رنج تو، محروميت تو،
كفّ نفس تو، حرصى كه خوردى، زحمتى كه كشيدى،
كارى كه كردى، خون دلى كه خوردى، دندانى كه روى جگر گذاشتى،
اينها هيچ وقت فراموش نمي شود.
امام خامنه ای 20 آبان 1390 در جمع روحانيون شیعه و اهل سنت كرمانشاه
پاسخ به اتهامات پیرامون کلام آیت الله صمدی آملی / استاد شیخ حسن وکیلی
اینجا قم است شهر اهلبیت
نماز جمعه به پایان رسیده...
ظهر قم امروز کمی گرم تر شده ...خدا به داد آفتاب تیر و مرداد و روزه های رمضانمان برسد
تشنه ام و می خواهم خودم را به منزل برسانم
سه خانم محجبه و چادری با یک دختر بچه پوشیده! هم مثل من منتظرند...
دختر بچه می گوید : مامان گرمم شده...با روسریش ور می رود.
تاکسی کمی جلوتر برای من ایستاد
درب تاکسی رو باز کردم ...خجالت کشیدم...غیرت نداشته شتری مان جنبید!
من با یک پیراهن طاقت این گرمای بهاری را ندارم درحالی که این خانم ها...
درب تاکسی رو بستم گفتم بفرمایید...متوجه شدند گفتند شما زودتر از ما اینجا منتظر بودی شما بفرمایید
اصرار کردم پذیرفتند...
چند بار این قضیه تکرار شد
یکی از دوستان با موتور خندان به من رسید گفت
عرق کردی میدونم گرمایی هستی بشین بریم
اما اینها دیگر عرق خجالت بود نه گرمای آفتاب بعد نماز جمعه قم
تو گوگل پلاس مطلبی رو دیدم ارزش اشتراک گذاری داشت؛
روز به روز گرمتر
و گرمای مشکی گرمتر
این روزها چادر مد نیست
یعنی که کم هستن چادری ها
این پارچه ی سیاه در این دنیا سپر است و در آن دنیا هم سپر
یکی گناه و دیگری آتش
خنکای بهشت گوارایتان باد ای ریحانه های صبور
من الغریب الی الحبیب
از حسین بن علی به حبیب بن مظاهر...
واما بعد...
حبیب خودت را به ما برسان...
.
.
.
لابد اگر حبیب بودیم از مولایی غریب و منتظر برایمان رقعه ای ، توقیعی ، نامه ای می آمد...
یااباناا ستغفرلنا...
......................
گودال قتلگاه پر از بوي سيـــــــب بود ، تنـــها تر از مسیح، کسی بر صلیب بود ،
سرها رسید از پی هم، مثل سیب سرخ ، اول سری که رفت به کوفه، حبیب بود! ،
مولا نوشته بود: بیــــا ای حبیــــــب ما ، تنها همین، چقدر پیامش غریـــــــب بود ،
مولا نوشـــــته بود: بیا دیـــــــر میشود ، آخر حبیب را ز شــــهادت نصیب بود ،
مکتوب میرسید فراوان، ولــــی دریغ ، خطش تمام، کوفی و مهرش فریب بود ،
اما حبیب، رنگ خدا داشت نامه اش ، اما حبیب، جوهرش «امن یجیب» بود...

غارت نسلی است که
کلید خانه اش را دارد اما خانه اش را نه!
نسلی که در زندان زاده شده و تا خواسته به ثمر برسد خاکش کرده اند
اینجا * فلسطین* سرزمین قبله اول مسلمین است.
در بجنورد رفتگری ساده و بی آلایش به نام احمد رباني، كیفی را كه حاوی صدها میلیون تومان پول و اسناد مالی بوده، پیدا كرده و به صاحبش برگردانده است.

جا داشت كه مطبوعات و صداسیما ، برای این خبر سنگ تمام می گذاشتند و اين كارگر سادۀ شهرداري را تا سر حد «دهقان فداكار» زبانزد عام و خاص میكردند.نیاز ما به همین كردارهای نیك و جوانمردیها است که به عمل کار برآید و به تمنا نشود...
البته این نیک مرد نارنجی پوش به وظیفه خود عمل کرد...آیا مسئولین ذیربط نیز به وظایف خود در مورد وی و امثال او عمل می کنند؟
حدیث نفس کنیم! اگر ما بودیم چه می کردیم؟
براستی امروز زهرای غمدیده از ما چه میخواهد؟ احیا کردن و بزرگداشت نام و یاد فاطمه به احیای فرهنگ فاطمی است آنچه امروز دارد چونان خود فاطمه هر روز در جامعه ما مظلوم و مظلوم تر می شود، باید بی پرده سخن بگویم، شعار فاطمه این است که خوشا به حال آن زنی که نه او نامحرمی را ببیند و نه نامحرمی او را! نگویید این شدنی نیست! فاطمه تلاش ما را در این مسیر می خواهد! دهه فاطمیه باید نماد تلاش و فرهنگ سازی ما در این عرصه زهرا پسند باشد.
باید به مردان دلداده فاطمه اینگونه خطاب کنم که،این زنان و دختران کوچه و بازار کسی غیر از خانواده خود ما نیستند خانواده بسیاری از ما کسانی که دم از فاطمه میزنیم آنچنان رنگ و بویی از فرهنگ فاطمی ندارند،جدا از مبحث امر به معروف و نهی از منکر ،مطلب اولیه و ابتدایی حفظ خود و خانواده خود است،که قرآن می فرماید :
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا1
آنچه مشخص است حضور یک زن و دختر بی حجاب در جامعه ای که الگوی زنانش فاطمه زهراست ،نعوذ بالله دهن کجی به صدیقه طاهره و فرهنگ اوست و با وجود چنین خطای عظیمی چه مجلسی و چه نوحه ای و چه عزایی؟
روضه و ذکری مقبول حضرت زهراست که حیا و حجاب ما را اصلاح کند
این رویه بسیار اشتباه است که فاطمیه بیاید و برود و ماعزاداری او را انجام دهیم و خود را محب و دلداده او بدانیم ولی باز با گذشت این ایام در فرهنگ حجاب و حیای زنان و مردان ما هیچ تاثیر و تاثر نمایانی حاصل نشود؛ این کدام فرهنگ فاطمی است که حجاب ندارد؟؟ این کدام فاطمیه است که با بی حجابی کاری ندارد؟ همان فاطمهای که حتی روضه شهادتش نیز لبریز از درس حیا و عفاف است، آنجا که روزهای پایانی عمر کوتاهش تابوتی سفارش می دهد که حجم بدن او در هنگام تشییع جنازه نمایان نباشد.
برخی مردمان امام گذشته را عاشقند، نه امام حاضر را!
میدانی چرا؟
امام گذشته را هرگونه بخواهند تفسیر میکنند . . .
امام حاضر را، باید فرمان ببرند . . .
و کوفیان عاشورا را اینگونه رقم زدند . . .

تا چشم آل خلیفه در بیاد!
همین پایگاه برای زدن توی دهن کل امارات کافیه.
مگه نه رفقا؟! نظر شما چیه...




