تبليغاتX
تار نمای شخصی محمدهادی حمیدی
تار نمای شخصی محمدهادی حمیدی

ما میگیم شاه نمی خوایم...!
ارسال در تاريخ پنجشنبه 6 بهمن1390 توسط محمد هادی حمیدی

نمی دانم ما شرقی ها مخصوصا ایرانی ها چرا نمی خواهیم باور کنیم یا یاد نگرفتیم هیچ وقت فقط با رفتن یک شخص از یک گروه و مجموعه اصلاح زیربنایی و اصولی انجام نمی گیرد. نباید ازاین نکته غافل بود که تنها تغییر رئیس دانشگاه آزاد برای اصلاح آن کافی نیست.

اساسنامه اصلاحی جدید که به تصویب شورای انقلاب فرهنگی رسیده قطعا راهگشای روند جدید دانشگاه آزاد خواهد بود و باید منتظر ماند و دید که آیا مدیر جدید دانشگاه آزاد قدرت تغییر و اصلاح مدنظر مخالفین جاسبی را دارد؟



امام خیلی خوشحال شدند و فرمودند: «احسنت!»
ارسال در تاريخ شنبه 1 بهمن1390 توسط محمد هادی حمیدی
خاطره  آیت‌الله حسین نوری همدانی از روز اول افتتاح مجلس:

“در روز اول افتتاح مجلس، پیش از ظهر، ما با جمعی از رفقا به تهران رفتیم و در افتتاح مجلس شرکت کردیم. بعد از ظهر همان روز قرار شد که آقایان وکلا به قم بیایند تا یک جلسه هم در آنجا داشته باشیم.
ما از تهران برگشتیم و بعد از ظهر به مدرسۀ فیضیه رفتیم. سالن مطالعۀ کتابخانه، مملو از جمعیت بود. آقایان رفسنجانی، خامنه‌ای و وکلا همه تشریف داشتند. عده‌ای از غیر وکلا (از علمای تهران) هم آمده بودند و عده‌ای از علمای قم هم حضور داشتند. آقای مهندس بازرگان و آقای عزت‌الله سحابی هم آمدند. منتها قدری دیر آمدند. آقای رفسنجانی قدری صحبت کردند و بعد از صحبت ایشان، آقای مهندس بازرگان برخاستند و رفتند پشت تریبون. ابتدا علت تأخیر را این طور بیان کردند که: «در خدمت یکی از علما بودم.» (البته منظورشان یکی از روحانیون مسئله‌دار بود) [آیت‌الله شریعتمداری]، سپس صحبت را طوری زمینه‌چینی کردند که: «خوب است علما فقط نظارت داشته باشند و در ادارۀ مملکت دخالت نکنند.» تعبیر ایشان این بود که: «قداست خود و مقام و موقعیت علمی خودشان را حفظ کنند.» اسمی هم از آیت‌الله‌العظمی آقاسیدمحمدتقی خوانساری، رحمةالله علیه، بردند و گفتند که: «ایشان هم در سیاست دخالت می‌کرد، ولی نه به‌طوری که خودش مدیریت را به عهده بگیرد، بلکه راهنمایی می‌کرد.» در ضمن حرف، می‌خواست از پیشامدها انتقاد کند و آن را هم باز به حساب سوءمدیریت علما بگذارد…

همین طور صحبت می‌کرد تا اینکه گفت: «خوب است که علما در سیاست و مدیریت مملکت دخالت نکنند. تجربۀ علما کم است. فقط نظارت داشته باشند. ما که تجربه‌مان زیاد است، بهتر است مدیریت مملکت را به عهده داشته باشیم و …» که ناگهان آقای سیدحسین موسوی تبریزی، داماد ما، که یکی از وکلای دورۀ اول مجلس شورای اسلامی از تبریز بود و در انتهای جمعیت نشسته بود، از جایش بلند شد، آستین‌هایش را کم‌کم بالا زد و قدم‌به‌قدم جلو آمد و گفت که: «گوش کردن به این حرفها خلاف شرع است.» آمد و دستش را با سرعت و شدت بلند کرد و خواست کشیدۀ بسیار محکمی به صورت آقای مهندس بازرگان بزند که بعضی از کسانی که در اطراف آقای بازرگان بودند، بلند شدند و نگذاشتند. خلاصه مجلس به هم خورد.

فردای آن روز رفتم جماران، خدمت حضرت امام. خلوت بود، کسی هم نبود. تا رسیدم، گفتند: «امام فراغت دارند، بفرمایید.» من مطالبی را که در نظر داشتم به عرض رساندم. بعد از آن به امام عرض کردم: «جریان دیروز مدرسۀ فیضیه، خدمتتان عرض شد؟» فرمودند: «نه.» شروع کردم به بیان مطلب. وقتی که حرفهای مهندس بازرگان را گفتم، امام خیلی گرفته شدند. معلوم بود که ناراحت شده‌اند. بعد تا گفتم که: «آخر مجلس یکی از طلبه‌های قم (اول اسم نبردم) نشسته بود که از جای خود برخاست و آستین‌هایش را بالا زد و قدم‌به‌قدم به طرف مهندس بازرگان جلو آمد و گفت گوش کردن به این حرفها خلاف شرع و از گناهان کبیره است و وقتی به نزدیک بازرگان رسید، دستش را برد بالا که کشیده‌ای به صورت مهندس بازرگان بزند، که آقایان برخاستند و او را گرفتند و نگذاشتند.»

امام خیلی خوشحال شدند و فرمودند: «آن آقا کی بود؟ آن آقا کی بود؟» بعد سؤال کردند: «بقیه نشسته بودند؟» بنده عرض کردم: «آن آقا، سیدحسین موسوی تبریزی بود.» امام خیلی خوشحال شدند و فرمودند: «احسنت!»

اصلاً امام روحاً از شجاعت خوششان می‌آمد. از اینکه کسی در جای خودش اقدام کند و شجاعت به خرج بدهد و حرف بزند و کار بکند، خیلی خوششان می‌آمد.”

[پابه‌پای آفتاب، امیررضا ستوده، نشر پنجره، ج۴، صص۲۹۷-۲۹۹]

شخصیت شناسی سید حسین موسوی تبریزی درعصرحاضر



جناب عباسی! رئیس مرکز امنیت بدون مرز...حد و مرز نگه دار
ارسال در تاريخ پنجشنبه 29 دی1390 توسط محمد هادی حمیدی

مقدمه: یکی از دوستان عزیز و فاضلم با پیامکی حقیر را به پستی از سایت برهان که دوستان و حامیان ضد فلسفه در آن ترک تازی می کنند ارجاع داد. متاسفانه در این پست جناب حسن عباسی نظراتی علیه فلسفه صدرایی و بزرگان فلسفه می دهد که هم  آشناست و  و صاحب نام و  هم موضع گیری های بعضا تند و غیر کارشناسانه وی در پاره ای از امور معروف و مشهور است.

...........................................................

برادر عزیز جناب آقای حسن عباسی کارشناس مسایل استراتژیک و رئیس مرکز بررسی‏های دکترینال امنیت بدون مرز در این فایل صوتی( دریافت فایل با حجم ۴ مگابایت ) افاضاتی می فرمایند که عبارتند از:

1- قطعا اگر مرحوم طباطبایی و مطهری می دانستند موضوع فلسفه ماده اولیه است هیچگاه بحث فلسفه اسلامی را مطرح نمی کردند! فلسفه اسلامی آکنده از التقاطه نمی تواند  نجات بخش باشد کسانی که معتقدند که فلسفه ملاصدرا همه چیزدارد بیایند بشینند مناظره کنند هنوز از مادرشون زاییده نشدکه مدعی فلسفه اسلامی باشد !

2- انقلاب ماهم صدرایی نبوده است.به عنوان مثال صدرایی ها نتوانستند یک طرح اقتصادی حداقل دو صفحه هم درست و مفید بدهند اگر انقلاب ما صدرایی بوده پس انقلاب ما اسلامی نبوده این توطئه خطرناکی است و خائن است کسی که بخواهد جا بندازد انقلاب ما صدرایی بوده است امام خمینی درس صدرایی خوانده ولی از صدرایی بودن عبور کرده و صدرایی نیست.!!

3- اگر شما سرتاسر بدایه نهایه مرحوم طباطبایی را بخوانید به ایمانتان اضافه می شود؟! الان حکومت همه امکانات و بودجه و تریبون دراختیار فلاسفه و حکمت متعالیه ها داده و قداست هم دارند العیاذبالله فکر کردند فقه جعفری شیعه اند. این حجم چند صد هزار دقیقه ای تلوزیونی آقای جوادی آملی یک نفر بگوید در جامعه اثرش چه بوده است؟!!!

جناب عباسی این تذهبون...؟!

1- البته غیر از سایت برهان سایت های دیگر (البته از زمان انتشار این مطلب تاکنون) افاضات شما را نشر نداده اند و این در حالی است که روزنامه کیهان و ... همواره بخشی از سخنرانی های سیاسی شما را پوشش داده و  می دهد.امیدوارم این سخنان شما به دست امثال نوری زاد نرسیده باشد که آن را در بی بی سی فارسی و جرس در بوق و کرنا کنند. تا این لحظه هنوزم بنده در تردیدم ادامه این مطالب را بنویسم یا نه؟ چون می ترسم همین پست در این وبلاگ تار عنکبوت بسته نوعی اشاعه سخنان شما برای خوانندگان باشد.

2- برادر عزیز: شما را ازین سیاس تر و بصیرتر می پنداشتم اعتراف می کنم از بسیاری از مواضع شما ( نه همه) در مسایل سیاسی بهره برده و می برم  ای کاش پا از گلیم خود فراتر نمی نهادید و در مسایلی که پیرامون آن تخصصی ندارید سخن نمی راندید.

یادمان باشدکه:

بزرگش نخوانند اهل خرد.....که نام بزرگان به زشتی برد.

این زیبنده شما که جزو دوستان قرارگاه عمار و ضد فتنه کشور هستید نیست که بگویید از مادر زاییده نشده که...

3- مگر دوستان هم فکر و هم مسلک شما کم رسانه و سایت و روزنامه دارند که شما گیر آن هم به درس تفسیر حضرت استاد جوادی آملی دادید؟ صداو سیمای ما که هزاران نقد برآن وارد است چند درصد از برنام هایش را به مباحث فلسفی  اعتقادی و دینی اختصاص داده؟ شما اصلا مگر فحوای کلام امثال ملاصدرا ها و طباطبایی ها و مطهری ها را فهمیده اید که آنها را به نفهمیدن موضوع بحث فلسفه متهم می کنید در حالی که اعتراف دارید که بدایه و نهایه را هم مانند دوست گرانقدرتان جناب نصیری نخواندید.مگر همفکران و علمای ضد فلسفه مقبول شما چند طرح سیاسی و اقتصادی بدرد بخور به این کشور و ملت ارائه داده اند؟! جز نظرات تئوریک و کلاسهای خاص شما که عده ای معدود آن را دنبال می کنند.

یادتان باشد که امام راحل و رهبر عزیزمان اتفاقا برعکس مغالطه شما و دوستانتان که جرات ابراز این نظر را ندارید و رندانه آن را توجیه می کنید هم فلسفی اند و هم صدرایی و وحدت وجودی. هم بزرگترین طرح های سیاسی و اقتصادی جهان اسلام را در قالب انقلاب اسلامی و ولایت فقیه دادند. و مطهری ها و حسن زاده ها و خامنه ای ها همه شاگرد مکتب فلسفی علامه طباطبایی بودند و این را افتخار خود می دانند البته در قیل و قال فلسفه نماندند و از حجب آن گذشته و طی کتل و طریق نمودند و از این علم مانند سایر علوم به عنوان ابزار استفاده نمودند بزرگان ما علم فقه و رجال و حدیث و... را هم ابزار می دانند...امام راحلمان می فرمود  گاهی علم توحید هم انسان را به جهنم می برد... العلم حجاب الاکبر ...هدف تهذیب است و سازندگی ...ویزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه.

همین دوستان تند روی شما در گذشته بودند که  در حرم مطهر کریمه اهلبیت کوزه ای را که مصطفای امام از آن آب نوشید شکستند با این برهان! که پدرش اهل فلسفه بوده و نجس است و نجس زاده هم نجس.

مگر قرار است بدایه و نهایه چه کنند؟ مگر علوم دیگر چه می کنند؟! همگان می دانند سایر علوم ابزار و وسیله و کمک کار فهم و نیل به معارف الهی.درست مطلب این است که بدانید کمتر در عالم زاییده شده اند کسانی که به عمق تفکرات و شخصیت علمی امثال امام و پاره تن امام مطهری و علامه و ملاصدرا دست یابند. ملاصدرایی که امام راحل آن حکیم متاله سیاس می فرمود: ملاصدرا و ما ادراک ملاصدرا...جواب فلسفی به ترک تازی ها و اهانت های شما به این بزرگان را به اهل فلسفه و عرفان وا می گذارم ولی حداقل انتظار از شما این است که ادب کلام و متانت گفتار را رعایت کنید و چون امثال جناب سردار! علایی دشمن شاد کن نباشید.

از دوستان عزیز تقاضا می کنم با نظراتشون این پست رو کامل کنند



خورشید واره های عصر من و ما
ارسال در تاريخ چهارشنبه 28 دی1390 توسط محمد هادی حمیدی

 همسر سید مجتبی می گفت: به امام عرض کردم آقا جان آیا مجتبای مرا تایید می کنید؟! و امام فرمود رحمه الله علیه او هر چه کرد برای رضای خدا بود. و آقا فرمود: مرحوم نواب صفوى به كّلى مرا مجذوب خودش كرد. هر كسى هم بود، مجذوب نوّاب مى‌شد؛ از بس اين آدم، پُرشور و بااخلاص، پر از صدق و صفا و ضمناً شجاع و صريح و گويا بود.

بختیار آمد رفت زیر زمین یک خانه! از حفاظتی که دوستان نواب برایش ترتیب داده بودند تعجب کرد مجبور شد روی یک گلیم دو زانو بنشیند.... پیشنهادش دندان گیر بود؛ گفت: جناب نواب ...بهر حال با شاه نمی شود درافتاد با اعلی حضرت همایونی سازش کنید قول میدهم هر چه بخواهید برای شما مهیاست... و سید پاسخ داد؛ مردک اگر خورشید را در دست راست من و ماه را در دست چپ من بگذارید من دست از هدف خود برنمی دارم!

بی حکمت نبود که دوستانش در زیارت او می گفتند؛ السلام علیک یابن رسول الله
همانگونه که آیت الله اراکی به حاج آقا روح الله می گفت.

در لحظات آخر به زندانبان گفت آب گرم بیار تا غسل شهادت کنم نمی خواهم در این هوای سرد فکر کنند سرخ و سیاه شده و ترسیدم..!

 نگاهم به نگاهش گره می خورد، به قد و بالایش می نگرم به قد قامت او

گرم می شوم داغ داغ، خونم به جوش می آید...

...به هدفم بیشتر ایمان می آورم.



روشنفکری ، نقداخلاق و برداشت های رادیکالی من!
ارسال در تاريخ شنبه 24 دی1390 توسط محمد هادی حمیدی

موضوع: نگاهی به امروز در تاریخ معاصرمان همین چندسال قبل!(بازنشر)

مقدمه: نقد بد نیست. اتفاقا خیلی خوب است ما اول خودمان را به چالش بکشیم و نقد کنیم حتی باید نقد را هم نقد کنیم. به خدا...!!

اصل مطلب:

1- سی سال قبل امام راحل فرمود «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند» 20 سال بعد از بیان این جمله امام، فرصتی مهیا شد. تا یک خبرگزاری رسمی امریکایی بیاید با نماینده این ملت یعنی رئیس جمهور وقت (سید محمد خاتمی)  که "بی ترمزها او را ممد تمدن نام نهادند" مصاحبه کند. طبیعی است که مهمترین مسائل اختلافی بیست سال گذشته پرسیده شود.او کسی نبود جز خانم کریستین امانپور که به ایران آمده بود در اولین سوالی که او پرسید، گفت: چرا‌آیت‌الله خمینی ادب دیپلماسی را رعایت نکرد و گفت آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند؟ و بدبختانه خاتمی جواب مناسبی نداد. باید خیلی کوتاه می‌گفت: مگر غلطی کردید؟ و تمام می‌شد.کاری که همیشه نکرد...

2- تمدنی که امروز فراروی ماست و معمولاً ناشیانه به سر ما کوبیده می‌شود - تمدن غرب - دقیقاً فاصله آزمایشگاه تا دانشگاه آن 300 سال طول کشیده است. یعنی آن چیزی که در قرن 13 و 14 در ذهن کسانی مثل راجرز بیکن و ویلیام کامی و بعدها کامل‌تر آن در ذهن فرانسیس بیکن و دکارت آمد، به راحتی تبدیل به صنعت نشده است. دانشگاه اروپا در قرن 13 و از دل حوزه‌های علمیه مسیحیت تأسیس شده است؛ به عنوان مثال کمبریج یک حوزه علمیه بوده است، آکسفورد یک حوزه بوده است ولیکن در قرن 13 همان حوزه تبدیل به دانشگاه شده است و این درست برخلاف اتفاقاتی است که در تاریخ ما رخ داده است. بدین معنی که دانشگاه‌های ما از دل سنت بیرون نیامده؛ دانشگاه ما باید حوزه علمیه ما را خراب می‌کرد و روی خرابه حوزه علمیه بنا می‌شد! لذا طبیعی است که در فرهنگ و جامعه ما پاسداران سنت یعنی عالمان دینی ما در برابر دانشگاه‌ها قد علم می‌کردند. قصه مخالفت عالمان دینی ما با علوم جدید که البته در تاریخ‌نگاری روشنفکری ما به غلط قصه مخالفت سنت دینی ما با علم تعبیر شده است، روضه مفصلی دارد و غم دردناکی بر تاریخ ماست.اینکه من چگونه می اندیشم مهم نیست ببینید چند نفر مثل من با این قصه غصه می خورند.

3- در هر حال در دنیای غرب دانشگاه‌ها از دل حوزه‌های علمیه بیرون آمده است. از قرن 13 تا قرن 18 قریب به 450 سال در این دانشگاه‌ها، روشنفکران معروف دنیای غرب اجازه تدریس نداشتند! به عنوان مثال هیچ‌گاه بیکن و دکارت و کانت در دانشگاه‌ها تدریس نکردند. اولین روشنفکری که در دانشگاه‌های غرب به وی اجازه ورود و کار دادند، هیوم است که به عنوان کتابدار دانشگاه آکسفورد پذیرفته شده است.
اگر کسی به فرآیند رشد علم التفات داشته باشد، آن وقت عجولانه این شبهه را مطرح نمی‌کند که سی سال این مملکت دست آخوندها بوده است، چه کار کرده‌اند؟! اسم حکومت آخوندی است ولیکن نرم‌افزار و کارشناسی آن آخوندی و دینی نیست. حتی اگر بپذیریم و به روحانیت فشار بیاوریم که در این 30 سال چکار کرده است باز زمان کوتاه است در این 30 سال خیلی هنر کرده باشیم در آزمایشگاه سیر تمدنی خویش عنصر کشف کرده‌ایم. اگر در دنیای غرب فاصله این آزمایشگاه تا کارخانه 300 سال طول کشیده است باید به امثال من حداقل 100 سال فرصت داده شود؛ چرا که به خوبی روشن است دانشگاه این مملکت دینی نیست. آیا کجای این دانشگاه‌های ما نسبتی با انقلاب و مبانی آن و شعارهایی که روزی برای تحقق آن شعارها انقلاب کردیم، دارد؟ اگر شما می‌بینید در دانشگاه‌های ما همچنان بچه مسلمان‌هایی داریم که پاسدار دیانت و سنت ما هستند، این موضوع هیچ ربطی به نظام آموزشی دانشگاهی ما ندارد و این مربوط به تربیت خانواده‌ها و مساجد و حسینیه‌هاست و ساختن آدم با ساختن آهن متفاوت است و این انقلاب ما آمده است تا آدم بسازد. پز انقلاب ما انرژی هسته‌ای و غیره نیست و گر نه پاکستان، همسایه ما، هم انرژی هسته‌ای دارد. اگر به جنس فرهنگ توجه کنیم، خیلی از شبهات حل می‌شود.

نتیجه بحث: چرا ناموس بنده و شما  وقتی به دانشگاه می‌رود، بعد از مدتی چادر را کنار می‌گذارد؟ آیا شما فکر می‌کنید در دانشگاه او را مسخره می‌کنند؟ این هست و نیست. آنان استدلال، اس‌ام‌اس، جوک، دکور و فضایشان را تولید کردند و تمام این فضا به گونه‌ای است که چادر می‌پرد! اگر فرهنگ نظام، ادبیات فرهنگی ما بخواهد جلو برود، نظام ما بایدحتی واژگان خودش را عوض کند. ما باید طلبگی بسیجی و دانشجویی و... را در عصر خود بشناسیم و فرزند زمان خود باشیم.

صرفا جهت اطلاع: اقایان ادیب و روشنفکر و متفکر ببینید ما خودمان را نقد می کنیم شما که در کل عددی نیستید که زیر رادیکال بروید.بیکار نشوید بروید خود را نقد کنید.

.......................................................................................................................

بعضی از دوستان لطف داشتند و فرمودند منبع مطالب فوق را که در حضورشان در جمع تشکل دانشجویان جنوب استان فارس ایرادنمودیم براتون بذارم که این مطالب مربوط است به نکاتی در باره مسائل ایران امروز در 8 محرم امسال در شهر کنارتخته کازرون.با تشکر از حاج ناصر و برادر ابراهیم و حاج سهراب و سایر دوستان

انتشار در رجا نیوز بخش : رسانه ها



آدینه ظهور همراه با مرحوم آیت الله بهجت
ارسال در تاريخ جمعه 23 دی1390 توسط محمد هادی حمیدی
روز دوشنبه 25/8/1388 استاد بزرگوار ما حجت الاسلام صدیقی امام جمعه موقت تهران در دانشگاه صنعتی شریف در جلسه ی تفسیر زیارت جامعه با اشاره به حوادث اخیر یمن و کشتار شیعیان آنجا به گفتار بشارت گونه ای درباره ظهور از زبان آیت الله العظمی بهجت (ره) اشاره کردند.ایشان فرمودند:

یک شخصی (نام آن فرد را نویسنده به یاد ندارد) در ایوان حرم امام رضا به محضر آیت الله العظمی بهجت (ره) رسید و پرسید: از ظهور چه خبر؟ حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره) جواب دادند: مراقب اوضاع یمن باشید.

معلوم است که این وقایع یمن درباره ظهور می باشد (نقل به مضمون شده است.) ایشان همچنین خطاب به جوانان  فرمودند:ما اگر خودمان را بسازیم آقا ظهور می کنند.

همچنین ایشان در تاریخ 7 اسفند 88 مصلی تهران پیرامون ولایت پذیری فرمودند:

 

گمان ما این بود که آیت الله بهجت با توجه به نوید هایی که از نزدیک بودن ظهور میدادند تا آن زمان کنار ما می ماندند ...آقای بهجت فرموده بودند: طاقت فتنه ها را نداشتم.

   212 کیلوبایتدانلود کلیپ صوتی

مستقیم یا غیرمستقیم

( کیفیت فایل صوتی پایین می باشد)




خاطره حضرت آقا از امام راحل در بیمارستان
ارسال در تاريخ پنجشنبه 22 دی1390 توسط محمد هادی حمیدی

بهار سال 1365، روزى را كه امام(ره) در بستر بيمارى بودند، فراموش نمى‌كنم. ايشان دچار ناراحتى قلبى شده بودند و تقريباً ده، پانزده روزى در بستر بيمارى بودند. در آن زمان من در تهران نبودم. آقاى حاج احمد آقا به من تلفن كردند و گفتند سريعاً به آن‌جا بياييد؛ فهميدم كه براى امام(ره) مسأله‌اى رخ داده است. آناً حركت كردم و پس از چند ساعت طى مسير، خود را به تهران رساندم. اولين نفر از مسؤولان كشور بودم كه شايد حدود ده ساعت پس از بروز حادثه، بالاى سر ايشان حاضر شدم.



روزهاى نگران‌كننده و سختى را گذرانديم. خدمت امام(ره) رفتم و هنگامى كه نزديك تخت ايشان رسيدم، منقلب شدم و نتوانستم خودم را نگهدارم و گريه كردم. ايشان تلطف فرمودند و با محبت نگاه كردند. بعد چند جمله گفتند كه چون كوتاه بود، به ذهنم سپردم؛ بيرون آمدم و آنها را نوشتم.


در آن لحظاتی كه امام(ره) ناراحتى قلبى پيدا كرده بودند، ايشان انتظار و آمادگى براى بروز احتمالى حادثه را داشتند، بنابراين مهمترين حرفى كه در ذهن ايشان بود، قاعدتاً مى‌بايد در آن لحظه‌ى حساس به ما مى‌گفتند. ايشان فرمودند:
 «قوى باشيد، احساس ضعف نكنيد، به خدا متكى باشيد، «اشدّاء على الكفّار رحماء بينهم» باشيد، و اگر با هم بوديد، هيچ‌كس نمى‌تواند به شما آسيبى برساند».

به نظر من، وصيت سى‌صفحه‌ای امام(ره) مى‌تواند در همين چند جمله خلاصه شود.



زندگی آنلاین و زندگی آفلاین
ارسال در تاريخ چهارشنبه 21 دی1390 توسط محمد هادی حمیدی
بنا بر مقاله‌ "رنه پینل"- مدیر "Forca.st"، که نرم‌افزار رایگانی برای موبایل است و به دوستان اجازه می‌دهد کارهایی را که انجام می‌دهند و جاهایی را که می‌روند، با هم به اشتراک بگذارند - در واقع Forca.st آخرین نرم‌افزار شبکه اجتماعی "Hurricane Party" است- در "Mashable" نوشته، معمولا بین ارتباط‌های اجتماعی آنلاین و آفلاین ما، قطع ارتباط کنایه‌آمیزی اتفاق می‌افتد. به عبارت دیگر ما در فیس‌بوک، با غریبه‌ها دوست می‌شویم و در گوگل پلاس با هم تفریح می‌کنیم، اما در واقع از هم جدا هستیم.



 این نرم‌افزارها هنوز راه زیادی در پیش دارند تا بتوانند زندگی اجتماعی را قوی‌تر از حالا کنند و صرفا به عنوان پل موقتی بین شخصیت آنلاین و آفلاین ماست!شکی نیست که شبکه‌های اجتماعی باعث تغییرات زیادی در روابط ما با دوستان و اعضای خانواده‌مان شده‌اند و دنیا و روابط را وسیع‌تر کرده‌اند. اما فقط یک مشکل وجود دارد: شبکه‌های اجتماعی واقعا اجتماعی نیستند.



ادامه مطلب...
شهيد ثقة الاسلام تبريزی
ارسال در تاريخ دوشنبه 19 دی1390 توسط محمد هادی حمیدی
درست صد سال پیش، در چنین روزهایی(دی‌ماه 1290 خورشیدی)، شهید میرزاعلی‌‌آقا تبریزی، مشهور به ثقة الاسلام، در کنسول‌خانۀ روس به دار آویخته‌ شد؛ به جرم مخالفت با حضور قوای اشغالگر روس در آذربایجان. روز اعدام او و هفت‌تن دیگر از مشروطه‌‌خواهان، برابر بود با عاشورای 1330 قمری.



ثقه السلام، افزون بر فعالیت‌های سیاسی و حمایت بی‌دریغ از مشروطه، در میان دانشمندان دینی عصر خود نیز جایگاهی بلند داشت. او را از پیشگامان نسخه‌‌شناسی و کتاب‌گزاری در ایران می‌دانند. کتاب مرآت الکتب وی، سرمشق و یکی از مهم‌ترین منابع الذریعه‌ی آقابزرگ تهرانی است. ثقة الاسلام در عین حمایت از مشروطه، نقدهای فراوانی نیز به آن داشت. از نامه‌های او به مستشارالدوله، چنین برمی‌آید که حساب مشروطه را از مشروطه‌‌چی‌ها جدا کرده بود...



ادامه مطلب...

ابزار رایگان وبلاگ